گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

یک شب در خلوت تنهایی من

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۶ ب.ظ

بعضی وقت­ ها که با خودم درگیری پیدا می­ کنم و اصلا دل و دماغ هیچکس و ­کاری رو ندارم، دنبال یه جای دنج می­ گردم و سعی می کنم قایم بشم. از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان شروع می کنم به زمزمه­ کردن شعری از اردلان سرافراز و پرسه زدن­ های بی­ هدف.

بگو از شب کوچه­ ها

پرسه­ های بی هدف

کوچه باغ انتظار

بوی بارون و علف

بگو از کلاغ پیر

که به خونه نرسید

از بهار قصه­ ها

که سر شاخه تکید

بگو از محبوبه ­ها ...


در جستجوی یاری که چند کلام برام حرف بزنه بلکه حالم بهتر بشه. شاید تجربه کرده باشید، وقتی از زمین و زمان بیزار هستی، یکی بیاد باهات حرف بزنه و حالت خوب بشه.

حس قشنگیه ...

یعنی یه جورِ ناجور، عاشق اینجور یارِ پایه هستم و حتی حاضرم براش وقت بزارمُ کلی پول خرجش کنم. البته یه عده هم هستند که از این ادعاها دارند ولی زمان که بگذره و باهات حرف بزنن متوجه میشی که سراب هستند. دوران جوانی گاف زیاد دادم، حیفِ وقت و پولی که صرف یار نماهای دروغین شد ولی خوب الان به قول معروف طرف لب باز کنه می ­فهمم چی کارَست و چی می خواد بگه، ادعا نمی کنم چون هنوزم بعضی وقتا سرم کلاه میره.

بگذریم کجا بودیم؟

آهان

به دنبال یارِ غار، در پرسه های بی­ هدف

جلوی کتابخونه به کتاب­ هایی که سال هاست خریدم، ولی هیچوقت حس خوندنشون رو نداشتم خیره میشم. شروع می کنند به حرف زدن.

چه همهمه­ ی زیبایی

من یار مهربانم

دانا و خوش بیانم

گویم سخن فراوان ...


واقعا که من همیشه مسحور و مغفول این یار مهربان شده ام

روزگاری است که سودای بتان دین من است

غم این کار نشاط دل غمگین من است


یکیشون رو با کمی تامل بر می­ دارم

آره، حالا نوبت تو هستش که با من حرف بزنی

یار من باش که زیب فلک و زینت دهر

از مه روی تو و اشک چو پروین من است

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی