گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

۲ مطلب با موضوع «داستان» ثبت شده است

بخش دوم

پیش نوشت یک:

داستان «رابطه پنهانی» اولین تجربه‌ی من در نوشتن داستان بلند می‌باشد، قاعدتا نقاط ضعف فراوانی خواهد داشت، از خوانندگان محترم ممنون میشم بر من منت گذارند و این نقاط ضعف را به هر طریق که مصلحت می‌دانند به من اطلاع دهند.

پیش نوشت دو:

پست‌های مربوط به این داستان موقت می باشند، پس از تکمیل داستان، کتاب نهایی به صورت PDF جایگزین این پست‌ها خواهد شد.

پیش نوشت سه:
بخش اول را از اینجا می توانید بخوانید.

ادامه ی داستان...


آخه این چه دنیاییه

چه عدالتیه

با این همه سختی جون بِکن کار کُن شهریه ی دانشگاه رو جور کن

شب تا صبح بشین درس بخون تا خیرِ سرمون لیسانس فیزیک بگیریم بعد بدوییم دنبال کار

  • حسین صبوری

بخش اول

 

ساعت یکِ بعد نیمه شب، اورژانس بیمارستان ایمان

  • من: منزل یکی از اقوام مهمان بودیم، شب خوبی هم بود، آمدیم منزل و داشتیم با هم حرف می زدیم یه دفعه از حال رفت

دکتر: شما چه نسبتی با ایشون دارید؟

  • همسرم هستند

سابقه بیماری، مصرف الکل، مواد یا داروی خاصی داشته؟

  • حسین صبوری