گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

گریز از مرکز

بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است

پیش نوشت:

تعریف از خود نه به معنایِ عام آن، بلکه به منظور ارائه ی یک بیوگرافی دقیق همیشه برایم کار دشواری بوده است. علت این دشواری شکسته نفسی نبوده و در حقیقت عدم  توانمندی در معرفی خود می باشد. بعد از کلی تفکر و جستجو در احوال خویش به این نتیجه رسیدم که تمام این ناتوانی، ریشه در تربیت خانوادگی و فرهنگ اجتماعی ما دارد. در جامعه و فرهنگی پرورش یافتم (یافتیم) که بین ارائه توانایی ها با خودستائی، مرزمشخصی وجود ندارد.

دوست عزیزی که به دنبال عبارت "درباره ی من" به این صفحه آمدی، آگاه باش که این عبارت عاریه ای (کلماتی از قبیل about me یا about us و ...) مانند خیلی چیزهای دیگر، از یک فرهنگ دیگر به افعال روزانه ما آمده است و ما چندان تبحری در ارائه ی خویش به دیگران نداریم پس می بایست سعی کنیم این فرهنگِ لازم را در خود  و آیندگان (کودکان) پرورش دهیم و در وهله اول ملزومات اجتماعی آن از قبیل احترام متقابل به یکدیگر، پرهیز از دروغ و گزافه گویی،  عدم خود مرکز پنداری (یعنی فکر نکنیم ما در مرکز عالم قرار داریم و همه دنیا حول محور ما می چرخد) و ... را یاد بگیریم و یاد بدهیم.

 درباره ی من :

من ، حسین صبوری ، روز یکشنبه اول مرداد ماه سال 1357 ه.ش (23 جولای 1978) حدود ساعت 10 شب در یک خانواده مذهبی در شهر تهران متولد شدم. پدرم در قسمتی از عمر من کارمند و در قسمتی دیگر کارگر بوده است (در تمام عمر خودش نمی دونم چی بوده) و مادرم هم خانه دار و صد البته مدیر توانمند خانه و خانواده. پس تا اینجا با مدیریت مادرم، زندگی کارمندی و هم زندگی کارگری رو تجربه کردم.

از دوران طفولیت مثل همه ی آدما، جز چند تصویر محو و خاکستری چیز دیگری به یاد ندارم. با همتِ موهبت های الهی - مادر و پدرم - مثل همه ی آدما روتین مدرسه رفتم، بچه حرف گوش کنی بودم (و هستم، البته الان دیگه بچه نیستم)، دوره دبیرستان رشته ریاضی فیزیک نظام قدیم (یه چیزی بین دوره پارینه سنگی و ژوراسیک) خوندم. بعد از دبیرستان بلا فاصله وارد بازار کار و دانشگاه شدم. کار کردن به شکل حرفه ای و توامان درس خواندن خیلی سخت بود و علاوه بر اینها دست و پنجه نرم کردن با انواع محرومیت های اجتماعی که به تبعِ بالا رفتنِ سطح آگاهی در دوران دانشجویی بیشتر شناخته میشد، انصافا آزار دهنده بود.

در طول زندگی همواره سعیم بر این بوده تا از آموخته های اندکم استفاده کنم و دانش و کارم در یک راستا باشد. به همین دلیل از ابتدای دوران دانشجویی وارد حرفه ی مدیریت و حسابداری شدم و حدود 15 سال در شرکت های کوچک و بزرگ خصوصی کار کردم. از حدود ۹ سال پیش (الان سال ۱۳۹۶ هستش) ضمن خداحافظی از فعالیت های مالی، تصمیم گرفتم به صورت حرفه ای در زمینه ی کامپیوتر کار کنم.

در کل زندگی تا کنون، دو اتفاق شیرین خود خواسته برایم افتاده است، یکی ازدواج با همسر عزیزم و دیگری تولد دختر نازنینم.

به جمله ی زیر ، از دانشمند محترم Alan Kay ایمان دارم و سرلوحه ی فعالیت هام در زندگی هستش :

 

"بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است ."

این صفحه تا زمانی که زنده هستم تغییر خواهد کرد چون در حال ساختن آینده هستم - آخرین به روز رسانی مردادماه سال ۱۳۹۶